

تقسیم سلولی مرحلهای ضروری، و نتیجهی نهایی هر چرخهی سلولی آلی میباشد. اطلاعات بیشتر در مورد انواع مختلف تقسیم سلولی در مقالهی زیر آمده است.
قبل از اینکه در مورد پدیدهها یا انواع تقسیم سلولی بحث کنیم، اجازه دهید نگاهی نزدیکتر به دو نوع ساختار اساسی سلولیهای آلی در این جهان بپردازیم. یک سلول بر اساس آرایش ساختاری میتواند به صورت پروکاریوتی و یا یوکاریوتی، وجود داشته باشد. سلولهای پروکاریوتی، ساختاری بسیار ساده دارند، یعنی: هستهای مشخص و اندامکهای سلولی غشاءداری ندارند. به عبارت دیگر، تمام مواد ژنتیکی و قسمتهای مربوط به عملکردهای مختلف سلولی و فعالیتهای متابولیکی در مناطقی آزاد و در محدودهی سلولی قرار میگیرند. از سوی دیگر، سلولهای یوکاریوتی، تکامل یافتهتر و پیچیدهتری از سلولهای پروکاریوتی هستند. هستهی سلولی آنها تمام موارد ژنتیکی سلول را در داخل خود نگه میدارد، و همچنین غشاء اندامکها باعث مجزا کردن وظایف منحصر به فرد و خاص آنها میشود (مانند میتوکندری، دستگاه گلژی، کلروپلاست، و غیره)، و غیره – در حالی که سلولهای پروکاریوتی فاقد این اندامکها میباشند.
همانطور که تاکنون حدس زدهاید، ساختار سلولی یوکاریوتی از لحاظ ساختار فیزیکی و توابع فیزیولوژیکی، پیچیدهترین ارگانیسم را داراست. واقعیت نشان میدهد که سادهترین شکل زندگی مربوط به موجوداتی مانند باکتریها و آرکیها، که متعلق به دامنهی پروکاریوتها از طبقهی بیولوژیکی هستند میباشد. حالا که ویژگیهای خاص دو ساختار اساسی سلول مورد بحث قرار گرفت، اجازه دهید تا نگاهی به بخش بعدی و انواع مختلف تقسیم سلولی بپردازیم.
انواع مختلف تقسیم سلولی
در تقسیم سلولی هر سلول تک پروکاریوتی و یا یوکاریوتی، پس از آخرین مرحلهی رشد و توسعه سلولی به دو سلول تقسیم میشود. این تنها راهی است که با آن سلولهای جدید، به جای سلولهای مرده و آسیب دیده در بدن ایجاد میشوند. با این حال، شیوهی تقسیم سلولی در پروکاریوتها و یوکاریوتها متفاوت است. هر سلول پروکاریوتی تحت شکاف باینری به دو سلول دختر تقسیم میشود، در حالی که یک سلول یوکاریوتی بسته به مشخصات و توابع خاص سلولی میتواند با تقسیم میتوز و یا میوز، تقسیم و متمایز شود. اجازه دهید نگاهی گذرا به سه نحو تقسیم سلولی، نتیجه و تکثیر تعداد سلولها بپردازیم.
شکافت باینری
در شکافت باینری، مواد ژنتیکی، که آزادانه در سلول شناوراند، بعد از رونویسی حباب در توالی ژنوم تک در سلولهای پروکاریوتی، از روی خود رونویسی میکنند. دو رشتهی DNA از منشاء خود رونویسی میکنند و حباب رونویسی شده را ایجاد میکنند تا رشتهها بتوانند از همدیگر کپی کنند و در داخل سلولهای دختر آمادهی سنتز شوند. پس از تکرار DNA، هر رشته به عنوان دو نسخهی جدا، به دیوارهی سلولی متصل میشوند و در امتداد سلول قرار میگیرند. هنگام تقسیم سلولی از میانهی سلول، این دو دسته از رشتهها از یکدیگر دور میشوند و هر رشتهی DNA در نیمهای از سلول به دام میافتد. وقتی که سلول کامل تقسیم شد، هر سلول دختر، به صورت جداگانه با تمام اطلاعات ژنتیکی، برای شروع چرخهی سلولی باید دوباره مجهز شود.
میتوز
تقسیم میتوز در سلولهای یوکاریوتی تا حدودی شبیه به شکافت باینری است، از آنجایی که تقسیم سلولی میتوز یک سلول مادر را به دو سلول دختر یکسان تقسیم میکند. اما تفاوت آن در پیچیدگی فرایند و تعداد مراحل تقسیم سلول یوکاریوتی به دو سلول دختر است. با توجه به ساختار پیچیده و وجود اندامکهای تخصصی، سلولهای یوکاریوتی از طریق تعدادی مراحل از جمله، آماده سازی سلول مادر برای تقسیم، تقسیم هسته و مادهی ژنتیکی و کروموزوم، تقسیم همهی اندامکها و سیتوپلاسم و غشای سلولی به دو مورد متمایز، و در نهایت تقسیم نهایی سلول به دو سلول جداگانه با مجموعهای از مواد ژنتیکی و اجزای سلولی تقسیم میشوند. مراحل مختلف میتوز شامل: اینترفاز، پروفاز، متافاز، آنافاز و تلوفاز میباشد. مرحلهی پایانی میتوز و یکسان شدن محتوای دو سلول دختر متمایز، تقسیم درونیاختهای شناخته شده است.
میوز
میوز نوعی تقسیم سلولی است که در ارگانیسمهای یوکاریوتی مخصوصا در تولید مثل جنسی سلول اتفاق میافتد. طی مراحل میوز، هر سلول دیپلوئید، حاوی دو مجموعهای از کروموزومها، به دو سلول هاپلوئید، حاوی فقط یک مجموعهای از کروموزومها تقسیم میشود، یعنی هر سلول دختر فقط نیمی از کروموزومهای سلول مادر را در بر میگیرد. سلول دیپلوئیدی مادر، دودمان زایندهی تمایزات در گامتهای هاپلوئیدی و یا سلولهای جنسی مرد و زن است. در نتیجه سلول هاپلوئید در مردان اسپرم را تشکیل میدهد درحالی که در زنان سلول تخم یا تخمک را ایجاد میکند. یک لقاح موفق با تلفیقی از یک گامت نر با گامت ماده، سلولی دیپلوئید را تشکیل میدهد که با تقسیم بیشتر آن، این سلول جنین میشود. تقسیم میوز با میتوز متفاوت است، به اندازهای که دورهی تقسیم سلولی میوز کمتر است و بعد از تولید گامت متوقف میشود. روند تقسیم سلولی و مراحل تخصصی پس از لقاح به منظور تشکیل و توسعه، از سر گرفته میشوند.
این سه روش مختلف از انواع مختلف تقسیم و تکثیر سلولی بودند. هر دو تقسیم، شکافت باینری و میوز به منظور تولید مثل یک موجود زنده ایجاد میشوند. با این حال، در حالی که شکافت باینری تولید مثل غیر جنسی را تسهیل میکند، میوز برای تولید مثل جنسی لازم است. میتوز هم در طول ارگانیسمهای یوکاریوتی برای جایگزینی سلولهای مرده و آسیب دیده اتفاق میافتد.

دو ویژگی عمده میتوز سلول های گیاهی را از سلول های جانوری متمایز می کند:
1- فقدان سانتریول در سلول های گیاهی که به جای آن جسم قطبی(polae body) عمل می کند.
2- وجود دیواره ی سلولی که باعث تشکیل فراگموپلاست شده و در اثر ادغام فراگموزوم ها صفحه ی سلولی تشکیل می گردد.
تقسیم سیتوپلاسم و جدا شدن دو سلول در سلول های جانوری به سمت مرکز است ولی در سلول های گیاهی به روش گریز از مرکز است. ذر سلول های گیاهی اولین نشانه ی ورود به میتوز در میکروتوبول ها یا ریزلوله ها بروز می کند. ریزلوله هایی که در اسکلت سلولی حاشیه ای را تشکیل می دهند دپلیمریزه شده و از بین میروند. در حالی که ریزلوله ها ی دیگر در ناحیه ی میانی در زیر غشای سلولی تجمع یافته و حلقه ی پیش پروفازی تشکیل می شودکه جهت تقسیم سلولی ، محل صفحه ی استوایی و جایگاه تقسیم سلولی را مشخص می کند.
سپس ریز لوله های حلقه ی پیش پروفازی تحلیل رفته و دوک میتوزی تشکیل می گردد. درسلول های گیاهی سانتریول و سانتروزوم و رشته های آستری وجود ندارد. ریز لوله ها از جایگاه پوشش هسته ای به صورت دو قطبی و بدون رشته های آستری سازمان می یابند که چنین میتوزی را میتوز بدون آستر(Anastrale) می نامکمند.
در تلوفاز سلول های گیاهی میکروتوبول ها یا ریزلوله ها ی قطبی باقی می مانند و ستونی را در وسط سلول تشکیل می دهند. که ان را فراگموپلاست گویند. حفره های حاوی ترکیبات پکتیکی دیواره که از دستگاه گلژی مشتق می شوند به ناحیه ی فراگموپلاست می رشند و آنا را فراگموپلاست گویند. در بخش استایی این حفره ها ردیف شده و با یکددیگر ادغام شده و صفحه ی سلولی(Cell Plate) را تشکیل می دهند. ترکیبات پکتیکی این حفره ها تیغه ی میانی را تشکیل می دهند. و غشاهای سلولی جدی را می سازند. وقتی صفحه ی سلولی به دیواره ی جانبی و قدیمی می رسد و به روش گریز از مرکز در حال رشد است تفکیک دو سلول گیاهی انجام می شود. در برخی نواحی قطعاتی از شبکه ی آندوپلاسمی بین حفره های فراگموزوم باقی مانده و از ادغام آنها جلوگیری میکند و پلاسمودسم را تشکیل می دهند.
